توریسم

دهکده توریستی کندلوس در منطقه کجور مازندران تمدن های بسیاری
را در دورهای مختلف تاریخی به خود دیده است. در این دهکده آثاری از تمدن
قبل از میلاد، تمدن ایران قبل از اسلام و تمدن ایران بعد از اسلام دیده
شده است.زنان کندلوسی جاجیم، جوراب، دستکش و بلوز پشمی می بافند، گندم
آسیاب می کنند، سبزی خوردن می کارند، شیر گاوها را می دوشند و هیزم می
شکنند.

برای رسیدن به موزه دهکده باید از میان کوچه های باریک و سنگفرش روستا بگذرید.
البته در این مسیر حتما زمانی را صرف دیدن خانه های منحصر به فرد و سرشار از خاطره و تاریخ این روستا می کنید.

اگر به کندلوس سفر کردید حتما به موزه گیاهان دارویی این
روستای ارزشمند سر بزنید. مجموعه کشاورزی که به کار کشت، تولید و بسته
بندی گیاهان اصلی دارویی، معطر و روغن های گیاهی مشغول است.اهمیت این
مجموعه جدا از این موارد به دلیل کاشت گیاه ژنتیک های ارزشمند درآن
است.مردم روستای کندلوس، به زبان مازندرانی ( کجوری)حرف می زنند.

" کمال الملک " در سفری که به همراه ناصر الدین شاه به این
روستا داشته است، تابلویی از این دهکده نقاشی کرده است که در حال حاضر در"
کاخ موزه صاحبقرانیه " قرار دارد.برای رسیدن به این روستا از مسیر کندوان
حرکت کنید، این مسیر در کیلومتر 25 جاده چالوس به کرج بعد از عبور از دوراهی کجور و طی کردن مسافتی در حدود 35 کیلومتر به دهکده کندلوس می رسد.
۷
کیلومتر بعد از مرزن آباد به دوراهی کجور می رسید، در این راه فرعی بعد از
طی کردن حدود ۴۲کیلومتر مسیر کوهستانی به روستای کندلوس می رسید.
بدون شک این روستا از زیباترین مناطقی است که تا به حال و در همه عمرتان دیده اید. روستای 4 هزار ساله ای که همه زیبایی هایش را جایی میان دره های البرز مرکزی در جنوب دریای خزر و میان کوه ها پنهان کرده است و خودش را تنها به کسانی نشان می دهد که به سراغش می روند.
زمانی که این خبر را شنیدم و بعد تحقیق کردم خیلی افسوس خوردم که چیزی به این بزرگی و تاریخی در کشورمون هست ولی ازش یا بی اطلاع هسیم یا بی تفاوت نمیدانم مسوءلان ما کی به فکر خواهند افتاد
ولی به حتم میدانم که این یا این آثار گرانقدر رو اروپاییان داشتند الان بهترین بهره رو ازش میبردن
بنايي با معماري خاصي در «نقش رستم» وجود دارد كه از زمان ورود اسلام به ايران به اشتباه، اعراب نام «كعبه زرتشت» را به آن دادند، چون كاربرد واقعي آن را نميدانستند. آن زمان فكر ميكردند كه هر ديني بايد براي خود بُتكده يا عبادتگاهي داشته باشد، براي همين فكر كردند اين بنا هم مركزيت يا كعبه زرتشتيان است.
در ديوار داخل اين ساختمان لغت «کعبه» حکاکي شده است.
در کتابهاي زرتشتي آمده است که حضرت زرتشت «زاراتشترا» در اين محل، نيايش
ميکرده است. اعراب، لغت کعبه را از پارسي پهلوي گرفتند. همانطور که در
زمان داريوش کبير به كشور «عمان» امروزي «مکه» ميگفتند؛ بنابراين كلمه مكه
نيز فارسي است.
در محاسبه روز نوروز در کتب زرتشتي نوشته شده است که زرتشت در اين رصدخانه، محل شروع نوروز را محاسبه کرد. نوروز در روز اول فروردين از محلي شروع ميشود که اولين اشعه آفتاب در آنجا بتابد. بر اساس برآورد گاهنامه زرتشت، هر 700 سال يکبار نوروز از ايران شروع ميشود. آخرينباري که نوروز از ايران شروع شد، 300 سال پيش بود. در سال 1387، نوروز از پاريس و بروکسل و در سال 1388 ار تورنتو و نيويورک شروع شد. سال آينده هم نوروز از محلي بين آلاسکا و هاوايي شروع خواهد شد.
از
آن زمان تا به امروز، يعني قرن بيست و يكم ميلادي، كاربرد و تعريف اين بنا
كشف نشده بود. خوشبختانه پژوهشگر ايراني «رضا مرادي غياثآبادي» كه
تحقيقات فراواني در زمينه ايران باستان داشته است، نتيجه كشف خود را در
كتابي به نام «نظام گاهشماري در چارطاقيهاي ايران» توسط انتشارات «نويد
شيراز» به چاپ رسانده و راز اين بنا را منتشر كرده است.
تا امروز
حدس ميزدند كاربرد اين بنا، محل نگهداري كتاب اوستا و اسناد حكومتي يا محل
گنجينه دربار و يا آتشكده معبد بوده است. اما غياثآبادي با تحقيقات خود
ثابت كرد اين بنا با مقايسه با تمامي بناهاي گاهشماري (تقويم) آفتابي در
سرتاسر جهان، پيشرفتهترين، دقيقترين، و بهترين بناي گاهشماري آفتابي جهان
است. اين در حالي است كه تا قبل از اين بنا هم «چارطاقيها» در نقاط مختلف
ايران احداث شده بودند و همين وظيفه را با شيوهاي بسيار ساده اما دقيق و
حرفهاي بر عهده داشتند
تمامي
بناهاي گاهشماري آفتابي در جهان فقط ميتوانند روزهاي خاصي از سال (مانند
روزهاي سرفصل) را مشخص كنند و حتي با سال خورشيدي هم تنظيم نيستند. اما اين
بنا با دقت و علمي كه در ساخت آن اجرا شده، قادر است بسياري از جزئيات
روزهاي مختلف سال و ماهها را مشخص كند. زرتشتيان با استفاده از اين بنا
ميتوانستند بسياري از مناسبتها و جشنهاي سال را روز به روز دنبال كنند و
از زمان دقيق آنها آگاه شوند.
بسياري از بناهاي چارطاقي در سطح كشور
(به تصور آتشكده) يا به طور كامل تخريب شده و يا تغيير كاربري داده شده
است. ولي خوشبختانه تعدادي هم مانند چارطاقي «نياسر» و چارطاقي «تفرش»،
سالم مانده و براي ما و نسلهاي بعدي باقي ماندهاند.
متأسفانه بناي «كعبه زرتشت» با آن كه تقريباً سالم باقي مانده است به ثبت ميراث جهاني سازمان ملل نرسيده است! حتي سازمان ميراث فرهنگي هم اين بنا را همراه بناهاي عجايب هفتگانه جديد (كه برج ايفل هم يكي از كانديداها بود) پيشنهاد نداد! حتي با كشف راز اين بنا هم هيچگونه انعكاس و جنجالي به پا نشد!
اين
بنا، يك گاهشمار تمام سنگي ثابت در جهان است كه بايد سازندگان آن از
بسياري از نكات علميِ جغرافيايي، نجومي، سال كبيسه، انحراف كره زمين نسبت
به مدار خورشيد، تفاوت قطب مغناطيسي با قطب جغرافيايي، مسير گردش زمين به
دور خورشيد و... را در 2500 تا 3000 سال پيش، در دوران حكومت هخامنشيان
آگاهي ميبودند. حال آنكه خيلي از آنها را مانند كروي بودن كره زمين و گردش
زمين به دور خورشيد را در چهارصد سال اخير در اروپا كشف كردند و به نام
خودشان ثبت كردند!
شايد در ابتدا اين تشابه بيربط به نظر برسد اما حتي در سايت رسمي شركت
مزدا هم شرح داده شده كه بنيانگذار شركت مزدا يعني جوجيرو ماتسودا
علاقهي فراواني به پيامبر ايران باستان، زرتشت داشت.
شركت خودروسازي مزدا موتور ژاپن 91 ساله شد.شركت
خودروسازي مزدا موتور كه در بازار خودروهاي سواري ايران نيز طرفداران خاص
خود را دارد از جمله بزرگترين خودروسازان ژاپني محسوب ميشود كه به رعايت
كيفيت در توليد محصولات خود شهرت داد.
توليد شركت مزدا به تنهايي
از كل صنعت خودرو ايران بيشتر است. شركت مزدا در سال 1920 ميلادي ابتدا به
عنوان توليدكنندهي ابزار و ماشينآلات توسط جوجيرو ماتسودا پايهگذاري شد
و امروزه در بازار خودروي بسياري از كشورهاي جهان حضور دارد. مزدا توليد
خودروهاي خود را به صورت رسمي از سال 1931 آغاز و اين شرکت در طول جنگ
جهاني دوم براي ارتش ژاپن توليد اسلحه و جنگ افزار كرد. اولين اتومبيل
داراي چهار چرخ اين شرکت ژاپني با نام مزدا 360 در سال 1960 وارد بازار شد.

شايد در ابتدا اين تشابه بيربط به نظر برسد اما حتي در سايت رسمي شركت مزدا هم شرح داده شده كه بنيانگذار شركت مزدا يعني جوجيرو ماتسودا علاقهي فراواني به پيامبر ايران باستان، زرتشت و اهورامزدا داشت. او نام شركتش را به خاطر علاقه و احترامي كه به آئين زرتشت داشت، مزدا گذاشت. برخي تاريخدانان نيز از ارتباط فرهنگي ايران در زمان هخامنشيان با ژاپن آن روزگار سخن ميرانند.
خودروهاي سواري و وانتهاي مزدا از دههي هفتاد ميلادي وارد ايران شدند. مزدا 929 کوپه به يکي از اتومبيلهاي کوچک و پرطرفدار آن زمان تبديل شد. همچنين وانتهاي مزدا نيز از آن زمان تاکنون در ايران مورد استفاده بودهاند. هماكنون گروه بهمن با مشاركت مزدا، وانتها و سواريهاي اين شركت را در ايران مونتاژ ميكند.
در روستای ورکانه، لاشه سنگهای طوسی و قهوهای حرف اول را می زنند. این سنگ ها با تابش نور آفتاب تصویری شبیه به اروپای دوره رنسانس را پدید می آورند که با خانه های قدیمی و سنتی، ترکیب جالبی از معماری ایرانی و مصالح اروپایی به نظر می رسد.
روستای ورکانه یکی از شش روستای گردشگرپذیر همدان است که در شرق شهرستان همدان و در دامنه کوه قرار دارد و کوههای سرده در سه کیلومتری شمال شرقی، کوه سرخ بلاغ در سه کیلومتری جنوب غربی و کوه قرهداغ در چهار کیلومتری شرق آن واقع شده اند. این روستا زادگاه پروفسور توفیق موسیوند، سازنده اولین قلب مصنوعی جهان است که در سال 1315 در ورکانه متولد شد.
این معبد در سال 1663 ساخته شده و امروزه مردم بالی اکثرا مراسم مخصوص خدای آب، دریاچه و رودخانه را به افتخار "دوودانوو" در اینجا برگزار می کنند، زیرا این معبد جزو اصلی ترین منابع آب رسانی به نواحی اطراف بالی می باشد. اعانات زیادی نیز در اینجا به خدای شیوا ارائه می شود و مجسمه ای عظیم از بودا در درون ساختمان معبد وجود دارد.
دریاچه ی براتان با نام کوهستان مقدس نیز شناخته می شود چرا که این نواحی بسیار سرسبز می باشد و با واقع شدن بر ارتفاع 1200 متر بالاتر از سطح دریا، هوایی استوایی و خنک دارد.
بطوری كه از نوشته های امستد بر می آید :
اسكندر پس از آنكه به تخت جمشید راه یافت ، گنجهای هنگفت زر و سیم سلاطین هخامنشی را به یغما برد . ارزش یكی از گنجها به 120 هزار قنطار سیم برآورد شده . اسكندر به بالشتگاه شاه روی آورد و پنجهزار قنطار زر بالای تخت شاه را ربود و سپس از زیرپایی شاه سه هزار قنطار زر به خزانۀ خود فرستاد . همچنین تاك زرین كه خوشه های آن از گرانبهاترین گوهرها ساخته شده بود به دست اسكندر افتاد. سربازان اسكندر ، مانند پیشوای خود ، به غارت سكنۀ تخت جمشید مشغول شدند . بنا به گزارشها و مدارك تاریخی ، تخت جمشید ، توانگرترین شهر در جهان بود ؛ حتی خانه های خصوصی از چیزهای گرانبهایی كه در دوران قدرت پارسیان گرد آمده بود ، پر بود . سپاهیان اسكندر مردم را بیرحمانه می كشتند ، زنها را به بردگی می بردند ، مقدونیها بر سر تاراج گنجها و منابع با یكدیگر می جنگیدند.
به قول امستد : « اسكندر برای آنكه به بدنامی خود بیفزاید در نامه هایش می بالید كه چگونه فرمان كشتار عام اسیران پارسی را داده بود ... »
در ایام اقامت در تخت جمشید اسكندر به «پارسه گرد » رفت و گنجهای كوروش را ضبط نمود . سپس به بزرگترین تباهكاری تاریخی خود دست زد و اعلام كرد كه تصمیم دارد ساختمان تخت جمشید را ، به كینه توزی ویرانی آتن ، خراب سازد .
Ariarman.com
ادامه مطلب
استفاده از مفاهیم «علم حساب» که امروزه به شیوه تکاملیافتهای در علم حسابداری تبلور یافته، با تمدن بشر همزاد است. برخلاف تصور فعلی که ظهور «علم حسابداری» را مربوط به دوران صنعتیشدن میداند، از دوران باستان شاهد استفاده از «روشهای کنترل مالی» بودهایم. آغاز علم حساب، قبل از اختراع و بهکارگیری خط بوده است و به استناد دادههای باستانشناختی بهدست آمده از شوش و در زیر لایههای تپه «اکروپول» که از نظر تاریخی سالهای۳۵۰۰ تا۳۰۰۰ پیش از میلاد را در بر میگیرد، تعدادی از اشیای شمارشی به شکل مخروط، کُره (تیله) و میله (باتونه) به دست آمده است (محمدیفر، ۱۳۸۵). علاوه بر شوش، در « چغامیش» در نزدیکی شوش نیز دادههایی مثل مهرهها و گلولههای شمارشی و همچنین گِلنوشتههای اقتصادی که نشاندهنده شمارش است، بهدست آمده است (محمدیفر، ۱۳۸۵). از میان دادههای بهدستآمده، اطلاعات مربوط به شیوههای حسابرسی در عصر هخامنشیان درخور توجه است. خانم پروفسور هاید ماری کخ (Heid Mary Kokh) در کتاب «از زبان داریوش» و برطبق اسناد حفاریهای سالهای ۱۹۳۳- ۱۹۳۴، (و همچنین ۱۹۳۶– ۱۹۳۸) در تخت جمشید و با یافتن حدود ۳۰ هزار لوح گلی که به خط عیلامی بوده، اطلاعات گرانبهایی را ارائه کرده است. این لوحها متعلق به «بایگانی دیوانی داریوش» بوده است. متن این لوحها بیشتر کوتاه و حاوی مطالبی در باره درامدها و هزینههاست (محمدی فر، ۱۳۸۵) .
ادامه مطلب
کتیبه آشور بانیپال پس از تصرف عیلام :
در این کتیبه بازمانده از آشور بانیپال که مربوط به سه هزار سال پیش است وداستان فتح عیلام و پایتخت آن، شوش، را شرح می دهد چنین آمده است :
«من شوش، شهر بزرگ مقدس، جایگاه خدایان و محل اسرار آنها را، به خواست آشور و ایشتر [خدایان آشوریان] فتح کردم... معابد عیلام را با خاک یکسان کردم، و خدایان و الهه های آنها را به باد یغما دادم. سپاهیان من به بیشه های آنان، که تا آن هنگام هیچ بیگانه ای از کنار آنها گذر نکرده بود، گام نهادند، اسرار آن را دیدند و به آتش کشیدند. من قبور شاهان قدیم و جدید آن را... ویران و متروک کردم. [اجساد] آنها را در معرض آفتاب قرار دادم و استخوان های آنان را به سرزمین آشور آوردم... من [در] مدت یک ماه و بیست و پنج روز سرزمین عیلام را به بیابان ویران و لم یزرعی تبدیل کردم. من در روستاهای آن نمک و سیلهو پاشیدم. من دختران شاهان، همسران شاهان، همه خانواده های قدیم و جدید شاهان عیلام، شهربانان، شهرداران شهرها... تمامی متخصصان، ساکنان مرد و زن.... چهار پایان بزرگ و کوچک را، که تعدادشان از ملخ بیشتر بود، به عنوان غنیمت جنگی به سرزمین آشور روانه ساختم... [از این پس] از برکت وجود من، الاغ های وحشی، غزال ها و تمامی جانوران وحشی [در خرابه های آن] به آسودگی خواهند زیست. اکنون آوای انسان، و [صدای] سم چهارپایان بزرگ و کوچک، فریادهای شادی... به دست من از آنجا رخت بر بسته است( نگاه کنید به کتاب «تاریخ و تمدن بین النهرین»، نوشتهء یوسف مجید زاده، ص 337 )
فرمان کورش پس از فتح بابل :
به تصدیق مطالبی که در کتاب مقدس یهودیان و کتب تاریخی یونانیان آمده، هنگامی که بابل به دست لشگریان کورش گشوده شد، او فرمانی از این قرار صادر کرد:
«آنگاه که سربازان بسیار من دوستانه در بابل گام برمی داشتند، من نگذاشتم کسی در جایی در تمامی سرزمین های سومر و اکد ترساننده باشد. من (شهر) بابل و همه ی (دیگر) شهرهای مقدس را در فراوانی پاس داشتم. درماندگان باشنده در بابل را که (نبونئید) ایشان را به رغم خواست خدایان یوغی داده بود(؟) نه در خور ایشان، درماندگی هاشان را چاره کردم و ایشان را از بیگاری برهانیدم... از ... تا (شهر) آشور و شوش و آکده، سرزمین اشنونا، (شهر) زمین مه – تورنو - دیر تا (پایان) نواحی سرزمین گوتیان و نیز (همه ی) شهرهای مقدس آن سوی دجله که از دیرباز ویرانه گشته بود (از نو باز ساختم) و نیز پیکره خدایانی را که در میانه ی آن شهرها بودند به جای های نخستین بازگردانیدم و (همه ی آن پیکره ها را) تا به جاودان در جای (نخستین شان) بنشاندم (و) همگی آن مردم را (که پراکنده بودند)، فراهم آوردم و آنان را به جایگاه های خویش بازگردانیم...» ( برگرفته از ترجمهء دکتر عبدالمجید ارفعی)
درخت دوستی بنشان که کام دل ببار آرد *** نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد
نادر شاه افشار از ایل افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایران بعد از اسلام است ، ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد موقعی که افغانها و روس ها و عثمانی ها از اطراف بایران دست انداخته بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود یکعده سوار با خود همراه کرد و به طهماسب صفوی که کین پدر برخواسته بود همراه شد فتنه های داخلی را خواباند افغانها را هم بیرون ریخت ، شاه طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادر در بین مردم دچار رشک و حسادت گشت و برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ایرانی را در جنگ چالدران بدلیل عدم توانایی به کشتن داد و خود از میدان جنگ گریخت نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای بسیاری را به خاک ایران افزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال تعجب دید روسها خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پرده خاندان صفوی بود . و خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدش آمدند و خبر آوردند که مجلس به لیاقت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ایران باقی بماند و کمر بند پادشاهی را بر کمرش بستند . او سه بار به هند اخطار نمود که افسران اشرف افغان را که حدودا 800 نفر بودند و در قتل عام مردم ایران نقش داشتند را به ایران تحویل دهد که در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سند گذشتند و هندوستان را تسخیر نمود ند 800 متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند و نادر شاه حکومت محمد گورکانی را به او بخشید و گفت ما متجاوز نیستیم اما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادر از او خواست هدیه ای از او بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار او گفت جوانان ایران به کتاب نیازمندند سالها حضور اجنبی تاریخ مکتوب ما را منهدم نموده است محمد گورکانی متعجب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادر هدیه نمود که بسیاری از آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملی ایرا ن در بانک مرکزی است . 12 سال سطنت نمود و در سال 1160 بوسیله عده ای خائن کشته شد . نکته قابل ذکر آنست که او از 15 سالگی تا 25 سالگی بهمراه مادرش در بردگی ازبکان گرفتار بود و با مرگ مادرش از اردوگاه ازبکان گریخت و پس از آن با جوانان آزادیخواهی همپیمان شد .
نادر شاه افشار در حال حاضر یکی از دو پادشاه محبوب گذشتگان ایران است نام او و کورش هخامنشی دل ایرانیان را گرم و به شوق می آورد . اندیشمند میهن پرست کشورمان(( ارد بزرگ )) در مورد نادر شاه افشار می گوید : او توانست از خراب آبادی که دشمنان برایمان ساخته بودند کشوری باشکوه بسازد نام او همیشه برای ایرانیان آشنا و دوست داشتنی خواهد بود .
در اینجا گزیده ای از سخنان نادر شاه افشار پادشاه ایران زمین را تقدیم می کنم :
نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند .
نادر شاه افشار : سکوت شمشیری بوده است که من همیشه از آن بهره جسته ام .
نادر شاه افشار : تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری ابدی برای کشورم کسب کنم .
نادر شاه افشار : باید راهی جست در تاریکی شبهای عصیان زده سرزمینم همیشه به دنبال نوری بودم نوری برای رهایی سرزمینم از چنگال اجنبیان ، چه بلای دهشتناکی است که ببینی همه جان و مال و ناموست در اختیار اجنبی قرار گرفته و دستانت بسته است نمی توانی کاری کنی اما همه وجودت برای رهایی در تکاپوست تو می توانی این تنها نیروی است که از اعماق و جودت فریاد می زند تو می توانی جراحت ها را التیام بخشی و اینگونه بود که پا بر رکاب اسب نهادم به امید سرفرازی ملتی بزرگ .
نادر شاه افشار : از دشمن بزرگ نباید ترسید اما باید از صوفی منشی جوانان واهمه داشت . جوانی که از آرمانهای بزرگ فاصله گرفت نه تنها کمک جامعه نیست بلکه باری به دوش هموطنانش است.
نادر شاه افشار : اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید .
نادر شاه افشار : خردمندان و دانشمندان سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود .
نادر شاه افشار : وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند .
نادر شاه افشار : هر سربازی که بر زمین می افتد و روح اش به آسمان پر می کشد نادر می میرد و به گور سیاه می رود نادر به آسمان نمی رود نادر آسمان را برای سربازانش می خواهد و خود بدبختی و سیاهی را ، او همه این فشارها را برای ظهور ایران بزرگ به جان می خرد پیشرفت و اقتدار ایران تنها عاملی است که فریاد حمله را از گلوی غمگینم بدر می آورد و مرا بی مهابا به قلب سپاه دشمن می راند ...
نادر شاه افشار : شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در طول زندگی بوده است .
نادر شاه افشار : فتح هند افتخاری نبود برای من دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم . که آنهم از جوانمردی و خوی ایرانی من بدور بود .
نادر شاه افشار : کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است .
نادر شاه افشار : هنگامی که برخواستم از ایران ویرانه ای ساخته بودند و از مردم کشورم بردگانی زبون ، سپاه من نشان بزرگی و رشادت ایرانیان در طول تاریخ بوده است سپاهی که تنها به دنبال حفظ کشور و امنیت آن است .
نادر شاه افشار : لحظه پیروزی برای من از آن جهت شیرین است که پیران ، زنان و کودکان کشورم را در آرامش و شادان ببینم .
نادر شاه افشار : برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم .
نادر شاه افشار : گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند .
نادر شاه افشار :کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب کننده و ندای از درونم می گفت برخیز ایران تو را فراخوانده است و برخاستم .
"اگر نظر نویسندگان یونانی را باور كنیم، مردان ایرانی بسیار حسود بودهاند و همواره زنانشان را پشت بست و كلون نگه میداشتند. اما از منابع ایرانی چنین بر میآید كه این برداشت و نظر درست نیست. در بررسی شرایط دستمزدها دیدیم كه مرد و زن در كنار یكدیگر كار میكردهاند، از حقوقی برابر برخوردار بودهاند و گاه حتی كارهای سخت را بر عهده داشتهاند. برای مثال، گروههای بزرگی از زنان كشاورز را میبینیم. سنگسابان بیشترشان زن بودند. آنها پس از حاضر شدن نگارهها، صیقل نهایی را انجام میدادند، زیرا برای این كار دستان ظریف زنان كارآیی بیشتری داشته است. پیشهی بیشتر زنانی كه در لوحهای تخت جمشید از آنها یاد شده است، دوخت ودوز بوده است. كاری بسیار متنوع، شامل دوخت لباسهای ساده یا پر زرق و برق كه پس از دوخت هنرمندانه سوزنكاری میشده است.
امكانات آموزشهای هنری و مهارتهای حرفهای برای زن و مرد یكسان و حقوق آنها نیز برابر بوده است. دربارهی برابری حقوق شواهدی به ویژه در زمینهی كارهای هنری و ظریف داریم و برابری حقوق صدها زن دیگر با مردان نیز مسلم است كه دربارهی شغلشان چیزی نمیدانیم. همین قدر روشن است كه میزان حقوق به نوع كار و نه انجام دهنده، بستگی داشت. به این ترتیب، در امپراتوری بزرگ عصر داریوش با تساوی حقوق زن و مرد سر و كار داریم. حقی كه هنوز در اروپای قرن بیستم برای به دست آوردنش مبارزه میشود."


























این وبلاگ بعدازوبلاگ ادبیات پرطرفدارترین وبلاگ مدرسه است وبیشترین نویسنده را داراست.